سلول 313 از طبقه سیزدهم برزخ اختصاصی
پرونده هفتمین جنایت ازهفتمین پسرک فراموش شده
شناسنامه یک دیوانه
توجه : گروه های آسیب پذیر این پرونده
مصرف کنندگان انواع آمفتامین ها
بیماران روان پریش
مصرف کنندگان داروهای استروییدی (ضعف سیستم ایمنی)ء

May 24, 2004

ترس و دروغ 1 


برو بیرون !
--- ترس از دنیای برون ، ترس از نفس کشیدن تا ترک آغوش مادر
از آغوش مادر تا کنارپنجره
ترس از شکستن ظروف کوچک غذا، گریه یک کودک !..
آیا دروغ می گوید ؟
--- از کودکی تا راه مدرسه ، ترس از برگه های امتحان تا تعطیلات تابستان
ترس از نتایج آزمون تا چشمان پدر ، دو حدقهء خالی
ایستادن در گوشه ای از حیاط دبیرستان، ترس از چند مداد شکسته
از یک شمع خاموش تا تاریکی شب
از سر شب ، ترس تا بانگ خروس
خروسی در دستان یک جلاد
ترس از غذای ظهر تا گریه مادر !..
آیا دروغ می گوید؟
--- بگذارید برگردم...
ترس از دنیای درون، قطرات مذاب اشک، پیامبری عریان
ترس از باورهای ناشناخته تا ترک باورهایی همچنان ناشناخته !
شمشیری در دستان یک پیامبر
ترس از گنجایش درون تا لشکری در حال نزدیک شدن.
پسرکی ایستاده در ارتفاع، گریه یک رسول !..
آیا دروغ می گوید ؟
--- نمی خواهم برگردم ...
ترس از یک گل سرخ ، حرارت مرموز یک دست ، گلبرگهای یخ زده ای
به لای کتاب ، ترس از موجودی جذاب تا نیاز خانه به دری دیگر...
ترس از عطری مطبوع تا ترک بستر ، تا زنگ تلفن ...
سازگاری با یک دوم غذای ظهر تا تعلق به ترس از یک نوع.
گریه یک دختر !..
---میخواهم خودم باشم..
ترس از داشتن یک پستانک ، یک مداد، یک کتاب ، یک صلیب !..
ترس از بودن با یک شاخه گل ، با یک لاشه سرد، با یک مقدار
باقیمانده غذا
شیون غریبه ای در میان آتش، تکه های شیشه در منافذ گوشت
شیون غریبه ای در میان ترس، ترس از تولد تا مرگ
مرگ با هزاران در ورودی، ترس با یک مشت سوزن در دست
گریه یک دنیا مرد !..
آیا دروغ نمی گویند؟
---میخواهم نباشم...
ترس از تو، ترس از خودم ، از ادامه نوشتن تا خواننده ای با چشمان
جادویی
ترس از ترس، اشتیاق برای سوزاندن صفحات شناسنامه.
پسرکی عریان در کنار همان پنجره ، در اوج همان ارتفاع
اشتیاق برای لمس دوباره عروق جنینی
غذایی کامل برای تمام عمر...
باد سرد...
جاذبه زمین...
بار دیگر مرا میکشد به سوی خود.
...
ترس یک غریبه از جمع کردن تکه های من
ترس پدر و مادری از دیدن صورت حساب کفن و دفن
گریه یک جنین!..
آیا همه دروغ میگویند؟

فراموش شده // posted by Forgotten @ 8:02 PM
Comments: Post a Comment


هيچگاه صفحه آخر شناسنامه تان را پاره نکنيد
از باقيمانده آن هميشه برگي هست که برگ آخر باشد

  • My Book
  • *Light A Candle!*
  • Links
    ARCHIVES
    DOWNLOAD GIFTS
    BOOKS ARCHIVE
    *FLASH FILES*
    Loading ...

    Welcome To Forgotten Black Candle
    Author : Amir Adib

    • All Rights Reserved to Forgotten RIP - 2003
    • Email: ForgottenRIP@Yahoo.com
    • Last Template updated
      at Jul 2006

    web page hit 

counter
    Please wait!.. Loading Elements..