سلول 313 از طبقه سیزدهم برزخ اختصاصی
پرونده هفتمین جنایت ازهفتمین پسرک فراموش شده
شناسنامه یک دیوانه
توجه : گروه های آسیب پذیر این پرونده
مصرف کنندگان انواع آمفتامین ها
بیماران روان پریش
مصرف کنندگان داروهای استروییدی (ضعف سیستم ایمنی)ء

May 21, 2004

برگي ازتقويم 2  


روزي كه زنم مرد ، شيطان گريه مي كرد ....
روزي كه زنم مرد ، سيگار فروش بيشتر كسب مي كرد .
آنروز جهنم مثل جارو برقي شده بود .
وقتي زنم را كشتند ، ترسيده بودم . كنارش نشستم و گفتم : “ تو چقدر خوبي ”
اگر بيدارمي شد مي گفت “ خودتي ”
آنشب مديونش شده بودم ، خسته شدم خوابيدم .
صداي باران بلند بود ، رعد بر دلم مي زد ، انگار مي خواست مرا خالي كند !
نيمه شب مرا ديوانه كرد ....
من همان مردي بودم در خيابان كه ميخواستم قاتل باشم ، مي خواستم قاتل باشم ....
روزي كه زنم را كشتم ، گريه مي كردم
روزي كه او راكشتم ، چيزي ازش باقي نمانده بود .
آن روز ، عدالت جاري شده بود . تنها شده بودم ، زياد شدم
او بليط گرفت و من براي آخرين بار ، خاطراتمان را برايش بازي كردم
خيلي خوشش آمده بود ، من از سکوتش فهميدم .
اما اگر زنده بود مي گفت : “ هي ، بي ادب نشو ! ”
روزي كه زنم را بكشم ، كلاغها بر مي گردند ، من زندگي مي كنم ،
و شيطان عادت مي كند ....

فراموش شده // posted by Forgotten @ 11:30 PM
Comments: Post a Comment


هيچگاه صفحه آخر شناسنامه تان را پاره نکنيد
از باقيمانده آن هميشه برگي هست که برگ آخر باشد

  • My Book
  • *Light A Candle!*
  • Links
    ARCHIVES
    DOWNLOAD GIFTS
    BOOKS ARCHIVE
    *FLASH FILES*
    Loading ...

    Welcome To Forgotten Black Candle
    Author : Amir Adib

    • All Rights Reserved to Forgotten RIP - 2003
    • Email: ForgottenRIP@Yahoo.com
    • Last Template updated
      at Jul 2006

    web page hit 

counter
    Please wait!.. Loading Elements..