August 08, 2004
شاید فکر میکنید چیزی برای گفتن دارم که باز به خونه خودم برگشتم!
اما اشتباه میکنید اینبار هیچ چیز تازه ای برای گفتن ندارم
من مدتهاست که حرفی واسه گفتن ندارم
سعی میکنم جند تا از نوشته های قبلی خودمو زیرو رو کنم
شاید چیز به درد بخوری باشه بندازم اینجا
فکر میکنم تنها حسنی که ممکنه نوشته هام داشته باشه اینه که
اگرچه مربوط به دوره زمانی خاصی میشه اما محدود به اون دوره نیست
این بیشترین تعریفی بود که به طور احمقانه ای میتونستم باهاش تنبلی خودمو
توجیه کنم...
به هرحال ترجیح میدم از تعطیلاتم بهتر استفاده کنم
چه مسخره !؟
فعلا روز خوش
BaBye
هيچگاه صفحه آخر شناسنامه تان را پاره نکنيد
از باقيمانده آن هميشه برگي هست که برگ آخر باشد
Loading ...