November 03, 2004
Second Experience ! A-Z
یک خواب روزانه
روشن اما رویایی
همه چیز به قدر خودت زیبا و غیر قابل وصف بود
نمی خواهم گناهکار بخوانمت
که اگر همه گناهکاران بسان تو بودند
دنیا بهشت بود
دنیا نبود
نمی خواهم ببخشمت
که من قابل نبودم حتی برای بخشیدن تو
دروغ نبود
هیچیک از گفته هایش
دروغ نبود
فرشته ای که در قصه های مادربزرگ دیده بودیم
او همینجا بود من هنوز بیاد دارم روزی که در کنارم بود
کلاغ ها هنوز زمزه گر روزهای بی طراوت بودند
مرگ و مرگ و مرگ
کجا بودی ؟
اگر میدانستم ، هیچگاه نمی خواستمت.
نمی خواستمت دیوانه
یک خواب روزانه
روشن اما فریبنده
همه چیز به قدر خودت کم بود
نمیخواهم ببینمت
که اگر پیشتر دیده بودم
چه بسا طعمه بودم
کنایه نبود ،
باز پای کلاغها در میان بود و
مرگ و مرگ و مرگ
قربانی بعدی !
بیا عزیزم
بیا به خواب من
من گناهکار بودم
فرشته ایی مختار
اما تو کجای این رشته بودی
تو حتی برای رویایی خودت هم کافی نبودی
باز آرزوهای دست نیافتنی
دروغ نبود !
سادگی و حماقتی که هرگز به زبانت جاری نشد
دروغ بیشتر از اینها هم بود
میخواهم بگویم
فرشته ای در کار نبود !!!
مرگ و مرگ و مرگ
و آن روز فرا میرسد
روز موعود
موشها بر میگردند
گونه ها بر میخیزند
کنایه ها پر رنگ تر میمانند
به یقین زنده میمانم
مغلوب شیطان نمیشوم
اما زمان دیگری فرا میرسد
که گناه شهامت می طلبد
و این من هستم که همواره شهامت دارم
بانوی دلفریب
اوج احساست را میگیرم
میگیرم ؟
نه ، نه
ملیونها نه
بگو همه چیز تا ابد اینگونه نمیماند
میخواهم بشنوم
که اوج احساس مرا گرفته ایی
به گونه ایی دیگر
نه ، نه
ملیونها بانوی دلفریب
مرگ و مرگ و مرگ
افسوس که شهامت کافی نیست
اما این من هستم
که هنوز شهامت دارم !!!
به خواب میرود همه چیز
به یک خواب شبانه !
تاریک اما ابدی.
خواب شبانه من ...
هيچگاه صفحه آخر شناسنامه تان را پاره نکنيد
از باقيمانده آن هميشه برگي هست که برگ آخر باشد
Loading ...