November 03, 2004
(X1) A-Z
به اتاق نفرین شده ام باز گشته ام
I would be ok...
مجرایی تاریک و مقدس
گوری برای سوسکهای قهوه ای و دوست داشتنی
برادران من
برادران مرده من
یک مشت مهربانی
مشتی کینه
در دستان من
لرزه ایی بر اندام سرد من
بوی انتقام میدهم
ببین چه خوشبو شده ام
عزیزم برگرد
من هنوز به تو نیاز دارم
برای گرفتن بوی تو
برای گرفتن همه چیز
طعم خوش مرگ
شبی در کنار هم
میخواهم در آغوش بگیرمت
قسم میخورم
در ادامه
می بینم تورا در مکانی دیگر
آسمان آبی
همه چیز خوب پیش میرود
می بینم تو را برای یک بار دیگر
میمانم در کنارت برای ابد
بستر
زمان چه چیزی فرا رسیده ؟
اشک نریزید پرنده های من
قطره اشکی بر اندام سرد من
من هنوز زنده ام
قسم میخورم
بر میگردم با یک رز سفید
گلستانی برای برادران من
دود همواره صعود میکند
خاطراتم نوشته میشود بر این ته سیگار
همه چیز مقدس میماند
قسم میخورم
در ادامه
می بینمتان در مکانی دیگر
آسمان آبی
همه چیز خوب پیش میرود
آن لاشه خواهر تان نبود
عزیزم
این تنها گناه من بود !
یا همه تان مقصر بودید؟
اشک نریزید پرنده های من
برمیگردم
با مشتی خاکستر در دست
میپاشم بر مزارتان
I would be there...
چیزی در میان ما
بده به من دخترک تنها
بده به من
قسم میخورم
در ادامه
تو را می کشانم
تا آسمان آبی
هيچگاه صفحه آخر شناسنامه تان را پاره نکنيد
از باقيمانده آن هميشه برگي هست که برگ آخر باشد
Loading ...